صفحه اول آلبوم تصاویر عکس ها چگونه دیوار زندان را قطورتر می کنند؟


عکس ها چگونه دیوار زندان را قطورتر می کنند؟

سلام

۱-  یک بار دیگر مجموعه عکس های اول و دوم را ببینید. عکس های مجموعه‌ی دوم صفات دیگری دارند و پرسش‌های دیگری برمی‌انگیزند. چیزی که می خواهم بگویم به طور خاص به مجموعه‌ی اول برمی‌گردد. عکس هایی از قبیل: مردی با دوچرخه در یک کوره راه، یک تک درخت زیر آسمانی ابری، مردی به همراه یک کودک در برف.

     


۲- جایی در این سایت خواندم: «... ما در اطراف خود همه جا مردمی را می‌بینیم چنان نزار كه گویی با تسمه فولادی شلاقشان زده‌اند؛ مردمی كه در سی‌سالگی قیافه پیران شكسته را دارند. اما بیدادگری كجا است؟ مردمی كه سال‌های سال در زاغه‌هایی زندگی می‌كنند كه مطبوع‌تر از سلول زندان نیست و امكان رهایی از آن‌ها هم بیش از امكان رهایی از زندان نیست. ولی كو زندان‌بانانی كه در جلو زاغه‌ها ایستاده باشند؟ ستمدیدگانی از این قبیل بی‌نهایت زیادتر از كسانی هستند كه در روز معلومی شكنجه شده‌اند و یا در زندان شناخته‌ای فرو‌افتاده‌اند»

۳- بیننده ی این عکس ها در چنین شرایطی زندگی می کند. او با کسانی روبه رو است که در زندان های نامریی می پوسند. ای بسا که خود او هم یکی از این زندانیان یا زندان بانان باشد. حالا پرسش این است: نمایش این عکس ها چه تاثیری در احوال چنان بیننده ای دارد؟ آیا واقعا کمکی به روشن شدن وضع زندان و راه برون شدن از آن می کند؟

من که فکر می کنم این عکس ها اتفاقا به تثبیت وضع موجود کمک می کنند! این عکس ها حال و هوایی نوستالژیک و رومانتیک دارند و آبستن تاثیر مخدرگونه بر افراد هستند. تصور کنید فردی که با سکوت رضایت آمیز خود، ستمی را-مثلا در محیط کارش- ریشه دارتر می کند، و به این ترتیب هم از قماش زندان بانان است و هم در سطحی دیگر خود زندانی به حساب می آید. این آدم به رغم حفظ منافع ظاهری اش، طبیعتا از درون تحت فشار وجدان است و نا به «سامان»ی احوالش او را می آزارد. در این شرایط لاسیدن با چیزی که رنگی از ماوراء دارد مانند مسکّن اثر می کند و وجدان او را موقتا به خواب می برد.

۴- به گمانم باید دنبال نوعی «بیان» گشت که تن به کاربرد مخدر گونه ندهد. نوعی گزارش از حقیقت که به آشکار شدن حقیقت، و دعوت به عمل اصلاح گرانه بیانجامد، نه تخدیر وجدان ها. ما صفات و ویژگی هایی برای انواع مختلف بیان (مثل ادبیات، موسیقی، خطابه، فیلم و ...) می خواهیم که آن ها را تا حد ممکن از کاربرد تخدیری دور نگه دارد. این صفات چیستند؟

آیا اصلا چنین بیانی ممکن است؟

آیا نمونه ای از چنین بیانی سراغ دارید؟