صفحه اول آلبوم تصاویر مجموعه دوم گفتار در روش به کار گيري عکس

خواستم در باب نظر دوستمان پيرامون عکس ها چند نکته اي که به ذهنم مي رسد را بيان کنم.
به نظرم آدم ها اگر در قلبشان "زيغ" [معادل فارسی: بیماری] باشد همواره از هر چيزي مي توانند سوءاستفاده کنند، اما اين هم درست است که بعضي چيزها فرصت سوءاستفاده را کمتر مي دهند و در نتيجه بايد سعي کرد به سمت آن نوع از بيان ميل کرد که در آن فرصت سوءاستفاده کمتر است.
اما مطلب اصلي اي که به نظرم آمد اين است که اين که آدم از متن چه برداشتي مي کند يک طرف قضيه است که صحت آن توسط طرف ديگر قضيه يعني اين که متن چه مي گويد سنجيده مي شود.دقيقا مناقشه ي اصلي همين جاست که چرا ما بايد قبول کنيم که اين عکس ها آنچه مي گويند مخدر است؟ اين درست است که در عرصه ي هنر و ادبيات همواره عده اي هستند که برداشت شان مخدرگونه است.اما آيا صرف اين که کسي برداشتي از چيزي کرده به معناي اين است که آن چيز هم همين را مي گويد؟ و اين که آن برداشت، برداشتي مخدر است مي توان گفت که آن متن هم مخدر و مخرب است؟ در اين صورت يک مسلمان مي بايست بپذيرد که به دليل مخرب بودن عقايد مرجئه،اسلام هم مخرب است.
به نظرم حرف هايي که اين عکس ها به انسان مي زند اصلا مخدر نيستند و بر عکس در آنها حرف ها و ويژگي هايي که براي هر عمل اصلاح گرانه اي ضروري است فراوان به چشم مي خورد. اما به نظرم بحث بر سر اين که يک اثر هنري(آن هم عکس)بستگي زيادي به ذهنيت مخاطب اثر هنري(در اينجا بيننده)دارد و بدون در نظر گرفتن اين که مخاطب اثر هنري چه کسي است چندان به نتيجه نمي رسد.
پس هم اين که نمي توان گفت که عکس ها مخدر اند و هم اين که برداشت از عکس بسته به شرايط ذهني مخاطب دارد.